ایران سرای من
لوستر اشپزخانه 5040 , عکس های جدید کاترینا کایف , عكسهاي سريال فريحا , سرانجام سریال فاطما گل , مدل کیفه مجلسی , زیباترین عکسهای فاطماگل و ملتم , کلیپ جدید از آقای همساده , دانلود آهنگ چه بی اندازه میخوامت رضا صادقی , ژله مدل نيمرو , عکس شادمهر و دخترش

 

 

  فواید استفاده از کندر

 

کُندُر گیاهی دارویی است از راسته افراها (Sapindales) که از صمغ آن هم به عنوان خوشبو کننده استفاده می‌شود. صمغ کندر را معمولا با اسفنددانه می‌سوزانند.


کندرمقوی قلب-حافظه-صاف شدن صدا-ضد خلط خونی میباشد.

 

نام علمی این گیاه Boswellia thurifera یا B. sacra است. طعم این عصاره بسیار تلخ است .


محققان دریافتند که تجویز کندر ، به ویژه دوز ‏‎g/kg‎‏0/05 ، در دوران بحرانی رشد و نمو سیستم عصبی جنین و نوزاد ، موجب افزایش چشمگیر (001/0>‏‎p‎‏) قابلیتهای یادگیری ، به ویژه تقویت و نگهداری حافظه می شود . از این رو به نظر می رسد که کندر می تواند دارای تاثیری مثبت بر روند تکامل مغز و احتمالا شکل گیری مناسب درختهای دندریتی ، اکسونها و برقراری ارتباطات صحیح بین آنها باشد.


نحوه استفاده : بهترین راه مصرف کندر


آنرا کوبیده و هر روز صبح ناشتا یک قاشق مربا خوری از آنرا در یک استکان آب حل کرده و مصرف نمایید.


همچنین میتوانید آنرا در دهان گذاشته و به صورت آدامس از آن استفاده نمایید اما کمی تلخ میباشد.


خواص : جویدنش لثه را محکم میکند و بوی دهان را میزدایدبرای حافظه مفید است و روایت شده برای حفظ قرآن و قطع ادرار و بلغم از آن بخورند.




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-27 توسط amlakeperspolis

 

 

جهاد

 

 

 

يزد-رئيس جهاد دانشگاهي گفت: ارتباط تنگاتنگ جهاد دانشگاهي با حوزه هاي علميه در استان هاي كشور بايد تقويت شود.

به گزارش ايرنا 'محمدحسين يادگاري' چهارشنبه شب در جريان بازديد از دانشكده هنر اردكان يزد افزود: وظيفه جهاد دانشگاهي علاوه بر بخش آموزشي ايجاد فرهنگ و انتقال آن هم است.

وي اضافه كرد: ورودي و خروجي جهاد دانشگاهي بايد دانشجوياني باشند كه به مباني ديني ، الهي و نظام مقدس جمهوري اسلامي معتقد هستند .

وي با بيان اينكه بايد با كمك استانداري ها و ائمه جمعه به بازبيني كلي در 30 سال فعاليت جهاد دانشگاهي پرداخت تصريح كرد: اميدواريم با گسترش مراكز آموزش عالي و وجود پتانسيل ها و قابليت ها به خصوص در استانها به نفع نظام جمهوري اسلامي پيش برويم.

وي اظهار داشت: اين موسسه زمينه بسيار خوبي براي جذب دانشجويان علاقه مند و فعاليت آنها دارد..../تحلیل:ایرنا



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-25 توسط amlakeperspolis

 

 

این تزیین خیار را شما می توانید به راحتی در منزل درست کنید و برای تزیین قسمتهای مختلف غذاهای تان مورد استفاده قرار بگیرد.

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار

 

 

خیار




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-22 توسط amlakeperspolis

 

بافراگیری این آموزش شما می توانید این گل زیبا را به راحتی در منزل درست کنید و برای تزیین قسمتهای مختلف میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.

 

 

گلهای پاییزی

 

 

گلهای پاییزی

 

 

گلهای پاییزی

 

 

گلهای پاییزی

 

 

گلهای پاییزی

 

 

گلهای پاییزی

 

 

گلهای پاییزی

 

منبع:tafrihi.com



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-20 توسط amlakeperspolis

 

 پلیس هندوستان از دستگیری یك نوجوان آمریكایی به اتهام كشتن، مثله و رها كردن جسد مادرش در یكی از بیابان های غرب این كشور خبر داد.

 

«لاخا رام» افسر پلیس هندوستان در مصاحبه ای با رسانه های دولتی این كشور، تصریح كرد: «جون كارلو پاتو» ۱۶ ساله به اتهام قتل، مثله و رها كردن جسد مادرش در بیابان های «راجستان» در غرب این كشور به حبس در دارالتادیب منطقه «جود پور» محكوم شد.

این نوجوان ۱۶ ساله متهم است كه گلوی مادرش «سیندی اینارلی» را بریده و او را قطعه قطعه كرده است، به طوری كه ماموران پلیس پس از اعتراف این پسر نوجوان، بخشی از اعضای بدن زن نگون بخت را در بیابان های منطقه یافتند.

به گزارش رسانه های دولتی هندوستان، علت و انگیزه این نوجوان ۱۶ ساله هنوز مشخص نشده است.

با این حال، تحقیقات اولیه نشان از این موضوع دارد كه این پسر ۱۶ ساله پس از درگیری با مادرش او را كشته است..... / جام جم آنلاین 




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-18 توسط amlakeperspolis

 

 

 

کوشا: از مايلي‌كهن و وضعيت سايپا ناراضي نيستم


مدير عامل باشگاه سايپاي کرج گفت: از وضعيت سايپا و عملکرد محمد مايلي‌کهن ناراضي نيستم.

"آرش کوشا" پس از شکست سه بر دو تيمش مقابل استقلال در خصوص بازي اين تيم و همچنين روند سايپا گفت: هر چقدر زمان مي‌گذرد روند تيم ما بهتر خواهد شد. تمرينات تيم ما با نظم خاصي برگزار شده و مطمئن باشيد روزهاي خوب سايپا نزديک خواهد بود.

مدير عامل باشگاه سايپا در خصوص اينکه آيا با سرمايه‌گذاري سايپا نتايج اين تيم قابل قبول بوده يا خير، ‌گفت: خيلي از باشگاه‌هاي ديگر هستند که سرمايه‌گذاري‌هاي کلان انجام داده‌اند. صبر کنيد در آينده نتايج ديگر تيم‌هايي که سرمايه‌گذاري کردند را با سايپا مقايسه کنيد. آن وقت متوجه خواهيد شد که کدام جواب داده است.

کوشا گفت: از وضعيت تيم و عملکرد محمد مايلي‌کهن ناراضي نيستم و ايشان در سايپا به کار خودش ادامه خواهد داد.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-15 توسط amlakeperspolis

 

ماه تولد

فال روزانه - چهارشنبه 16 شهریور 1390 

بز

فال روز متولدین فروردین: مواظب باشید خوشبینی دوباره كشف شده تان شما را به زانو در نیاورد. شما احساس خوبی نسبت به زندگی خود دارید و به كارهایی كه انجام می‌دهید اطیمنان كامل دارید. اما دیگران سعی دارند دلیل این خوشبینی شما را بفهمند. شور و هیجان خود را متعادل كنید و اطلاعات خود را راجع به دوستانتان بیشتركنید. ملایم‌تر كردن جوش و خروش خود جوی مناسب برای دوستی‌های متعادل ایجاد می‌كند.

گاو

فال روز متولدین اردیبهشت: شما امروز از مطرح كردن نیازها و افشا كردن درد و دل‌هایتان با یك دوست و یا همكار خیلی صمیمی ‌خجالت نمی‌كشید. شما می‌توانید كاملاً رك حرف‌هایتان را بزنید و این موضوع اطرافیانتان را شگفت زده خواهد كرد، اما وقتی با لحن صمیمی ‌و خودمانی با آنها صحبت می‌كنید آنها نیز با كمال میل به حرف‌های شما گوش می‌دهند. اطلاع پیدا كردن از مرزهایی كه دیگران برای خود تعیین كرده‌اند امروز به راحتی حاصل نمی‌شود، ولی لازم است كه حتماً این كار را بكنید.

ارديبهشت دوقلوها

فال روز متولدین خرداد: امروز ماه در هفتمین خانه شما یعنی خانه دوستی‌ها حضور دارد و توجه شما را به سمت افراد دیگر متوجه ساخته است، بنابراین تفكرات دیگران برایتان خیلی مهم شده است. شما امروز زیاد میل ندارید به خودتان فكركنید، چراكه ایده كار كردن با یك دوست به نظرتان خیلی جالب و خوشایند است. اما حواستان باشد محصولاتی كه دیگران عرضه می‌كنند را خریداری نكنید، مگر اینكه در خصوص اصل بودنشان به اندازه كافی تحقیق كرده باشید.

خرداد خرچنگ

فال روز متولدین تیر: شما امروز فكر می‌كنید كه می‌توانید به سرعت تمام كارهایتان را انجام داده و بعد هم می‌توانید استراحت كنید. ولی متأسفانه شما نمی‌توانید دقیقاً حدس بزنید كه انجام دادن تمام كارهایتان چقدر زمان می‌برد. باید مطمئن شوید كه به اندازه كافی وقت دارید؛ چرا كه اگر كارهایتان را ناتمام رها كنید و بعد بفهمید كه كارهای زیادی برای انجام دادن دارید اصلاً نمی‌توانید از روزتان لذت ببرید.

تير شير

فال روز متولدین مرداد: شما حتی اگر كارهای ناتمام زیادی هم داشته باشید، ولی دوست دارید امروز كاملاً خوش بگذرانید. اما كار و مسئولیت وقت زیادی برای تفریح و خوشی باقی نمی‌گذارد. وقتی كه شما به جای انجام دادن مسئولیت‌های خود به دنبال سعات و خوشبختی‌تان می‌روید خیلی هیجان زده می‌شوید. اگر شما كارهایتان را نیمه كاره رها كردید، حداقل راستگو باشید و برای آنهایی كه با این كار شما به زحمت افتاده‌اند دلیل خود را توضیح دهید.

مرداد

فال روز متولدین شهریور: شما به اندازه كافی كار كرده‌اید، حالا وقت خوشی و تفریح كردن فرا رسیده است. اما به خاطر اینكه ماه در چهارمین خانه شما یعنی خانه وظایف خانگی قرار گرفته، لازم نیست برای خوش بودن حتماً از خانه بیرون بروید. شما می‌توانید یك كار جدید و سرگرم كننده در خانه برای خود پیدا كنید و یا یكی از دوستانتان را به خانه دعوت كرده، با او گپی دوستانه داشته باشید، غذا بخورید و یا چای بنوشید.

شهريور

ترازو

فال روز متولدین مهر: امروز ماه در حال حركت كردن به سوی سومین خانه شما یعنی خانه سفرهای كوتاه می‌باشد و ناآرامی‌و بی‌قراری‌تان امری كاملاً طبیعی است. شما امروز فقط برای اینكه از منزل خارج بشوید ممكن است كه به یك فروشگاه و یا مكانی تفریحی و گردشگری بروید. اگر تا آخر روز پیشرفت چندانی نداشتید زیاد به خودتان سخت نگیرید.

مهر عقرب

فال روز متولدین آبان: شما امروز نسبت به خود حس خوبی دارید و همین اعتماد به نفس بالا دلیل خوبی است كه شما بخشی از پولتان را برای خرید اشیاء خاص اختصاص بدهید. شما نسبت به آینده خود فوق‌العاده خوش‌بین هستید، این موضوع باعث می‌شود كه به فكر تهیه كردن یك زندگی لوكس برای خود بیفتید. ولی بهتان توصیه می‌كنیم قبل از اینكه برای خودتان هزینه‌های اضافی بتراشید چند روزی صبر كرده تا ببینید كه آن موقع چه نظری خواهید داشت.

آبان

کماندار

فال روز متولدین آذر: امروز ماه به نشانه شما بازگشته و شما را حساس و آسیب پذیر كرده است، برای اینكه شما دوست دارید احساسات خود را با فرد خاصی در میان بگذارید. اما فقط در مورد بخشی از نیازها و ترس‌های خود صحبت كنید؛ هم اكنون شما نسبت به واكنش‌های بد و منفی بیش از حد حساس شده‌اید. با وجود این تا چند روز آینده اعتماد به نفس خود را باز خواهید یافت و قادر خواهید شد تا بر هر مانعی غلبه كنید.

آذر بز

فال روز متولدین دی: شما معمولاً تا موقعی كه دلیل خوبی نداشته باشید خوش بینی و حس مثبت خود را پنهان نمی‌كنید و البته امروز این كار برای شما سیاستی عاقلانه محسوب می‌شود. شاید شما فكر می‌كنید كه افتخار كردن و بالیدن به اعتماد به نفستان دیگران را می‌رنجاند و حالا شما هم می‌خواهید از این كار اجتناب كنید تا دیگران هم از ایده‌های شما حمایت كنند. خوشبختانه رفتارهای سیساتمدارانه شما به نتیجه خواهد رسید، بنابراین به حس ششم خود اعتماد كنید و آن كاری را كه فكرمی‌كنید بهترین كار است انجام دهید.

دي آبگير

فال روز متولدین بهمن: امروز پافشاری كردن روی اعتقاداتان، چه در محل كار، خانه و یا اجتماع كه باشد باعث بالا رفتن قدرت شما می‌شود. روش خاص شما برای نگاه كردن به جهان می‌تواند برای دیگران هم الهام بخش باشد، بنابراین وقتی در مورد نگرش خود نسبت به آینده صحبت می‌كنید، هیچ حقیقتی را مخفی نكنید. با فكر كردن به نگرانی‌ها و آرزوهای بیهوده و به درد نخور وقتتان را تلف نكنید. در عوض فقط لحظه حال را درك كرده و رهبری تمام كسانی كه می‌خواهند از شما پیروی كنند را برعهده بگیرید.

بهمن

دو ماهي که خلاف جهت هم شناميکنند

فال روز متولدین اسفند: دور و بر شما را دوستان و همكارانی احاطه كرده‌اند كه می‌توانند جوی مطبوع و مناسب را برایتان فراهم آورند. امروز رویاهای شما كاملاً واضح و روشن هستند و شما می‌توانید با افراد هم فكر خود آنها را درمیان بگذارید. یك مهمانی می‌تواند مكان كاملاً مناسبی برای یافتن صمیمیتی كه خواهانش هستید باشد، اما شما اكنون می‌توانید به یك شام كوچك بیرون از منزل هم اكتفا كنید.

اسفند

ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-13 توسط amlakeperspolis

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا استقال من‌ ذنوبه او‌ تضرع فى طلب العفو عن عيوبه دعاى شانزدهم در‌ طلب ترك ‌و‌ بازايستادن از‌ گناهان ‌و‌ زارى نمودن در‌ طلب عفو از‌ عيبها.
«اللهم يا‌ من‌ برحمته يستغيث المذنبون». بار خدايا، اى آنكه به‌ رحمت او‌ طلب فريادرسى مى نمايند گناهكاران.
«و يا‌ من‌ الى ذكر احسانه يفزع المضطرون». يقال: فزعت اليه فافزعنى، اى: لجات اليه فاغاثنى. ‌و‌ الجار بمجروره متعلق ب«يفزع». يعنى: اى آنكه پناه مى برند به‌ ياد كردن احسان ‌و‌ نيكويى او‌ بيچارگان.
«و يا‌ من‌ لخيفته ينتحب الخاطئون». النحب- بالحاء المهمله-: البكاء. ‌و‌ النحيب: رفع الصوت بالبكاء. ‌و‌ الانتخاب: البكاء بصوت طويل ‌و‌ مد. (يعنى:) ‌و‌ اى آنكه از‌ جهت ترس او‌ به‌ آواز بلند گريه مى كنند خطاكاران.
«يا انس كل‌ مستوحش غريب».
الانس: ضد الوحشه، ‌و‌ هى النفره ‌و‌ الهم. (يعنى:) ‌و‌ اى آرامش هر‌ رميده شده از‌ اهل ‌و‌ وطن ‌و‌ دور افتاده از‌ خان ‌و‌ مان. «و يا‌ فرج كل‌ مكروب كئيب». فرج- به‌ فتح فاو را-: واشدن اندوه. ‌و‌ مراد اينجا مفرج است. يقال: فرج الله غمك تفريجا، ‌و‌ كذلك: فرج الله عنك غمك (يفرج)- بالكسر من‌ باب ضرب. ‌و‌ المكروب: الذى اخذته الكربه- بالضم- ‌و‌ هى الغم الذى ياخذ بالنفس. يقال: كربه الغم، اى: اشتد عليه. ‌و‌ الكئيب، الكابه- بالتحريك- ‌و‌ الكابه- بالمد-: سوء الحال من‌ الحزن ‌و‌ انكسار البال. يعنى: اى برطرف سازنده ‌و‌ بردارنده ‌ى‌ غم هر‌ غمناكى كه‌ بدحال ‌و‌ دلشكسته باشد. «و يا‌ غوث كل‌ مخذول فريد». غوث الرجل: قال: وا غوثاه! ‌و‌ الاسم: الغوث ‌و‌ الغواث. قال الفراء: اجاب الله دعاءه ‌و‌ غواثه. ‌و‌ لم يات فى الاصوات بالفتح شى ء غيره. ‌و‌ انما ياتى بالضم، مثل البكاء ‌و‌ الدعاء، او‌ بالكسر، مثل النداء ‌و‌ الصياح. ‌و‌ المراد المغيث. ‌و‌ خذله خذلانا، اذا ترك عونه ‌و‌ نصرته. ‌و‌ الفرد: الوتر. ‌و‌ الفريد بمعنى المنفرد. يعنى: ‌و‌ اى فرياد رسنده ‌ى‌ هر‌ واگذاشته شده اى كه‌ از‌ ناصر ‌و‌ مددكار تنها ‌و‌ خالى باشد. «و يا‌ عضد كل‌ محتاج طريد».
العضد فى الاصل بمعنى الساعد. ‌و‌ هو من‌ المرفق الى الكتف- ثم وضع موضع العون. لان اليد قوامها بالعضد. فالعضد بمعنى المعين. ‌و‌ الطريد: المطرود. (يعنى:) ‌و‌ اى قوت دهنده ‌و‌ مددكار هر‌ حاجتمندى كه‌ رانده شده از‌ خلق.
«انت الذى وسعت كل‌ شى ء رحمه ‌و‌ علما». تويى ‌آن كسى كه‌ فرارسيده از‌ روى رحمت ‌و‌ دانش همه كس را‌ از‌ بر‌ ‌و‌ فاجر ‌و‌ صغير ‌و‌ كبير.
«و انت الذى جعلت لكل مخلوق فى نعمك سهما». ‌و‌ تويى آنكه گردانيده اى از‌ براى هر‌ آفريده اى در‌ نعمت خود نصيبى ‌و‌ بهره اى.
«و انت الذى عفوه اعلى من‌ عقابه». ‌و‌ تويى آنكه عفو او‌ بزرگتر از‌ عقاب اوست. ‌و‌ التفات از‌ خطاب به‌ غيبت از‌ باب رعايت قانون ادب است در‌ اين فقرات باجمعها .
«و انت الذى تسعى رحمته امام غضبه». ‌و‌ تويى آنكه مى رود رحمت او‌ پيش پيش غضب او. زيرا كه‌ غضب او‌ منبعث از‌ رحمت است ‌و‌ عقاب او‌ مقتضاى رحمت است كه‌ به‌ محض تمحيص واقع مى شود، نه از‌ باب دفع غيظ ‌و‌ ثلوج نفس به‌ انتقام. تعالى الله عن ذلك علوا كبيرا.
«و انت الذى عطاوه اكثر من‌ منعه». ‌و‌ تويى آنكه عطا ‌و‌ بخشش او‌ بيشتر از‌ منع ‌و‌ بازداشتن است.
«و انت الذى اتسع الخلائق كلهم فى وسعه».
«اتسع الخلائق»، اى: صاروا وسيعا او‌ تنعموا فى نعمته. ‌و‌ لفظه «فى» سببيه. (يعنى:) ‌و‌ تويى آنكه گرديدند خلايق وسيع به‌ سبب وسع ‌و‌ توانايى او.
«و انت الذى لا‌ يرغب فى جزاء من‌ اعطاه». يقال: رغب فى الشى ء، اذا اراده. (يعنى:) ‌و‌ تويى آنكه رغبت نكند ‌و‌ نخواهد پاداش ‌آن كسى را‌ كه‌ عطايى كرده باشد او‌ را. چه، جواد مطلق جود او‌ نه براى عوض ‌و‌ غرضى است.
«و انت الذى لا‌ يفرط فى عقاب من‌ عصاه». يفرط- بفتح الياء المثناه ‌و‌ ضم الراء- على وزن ينصر بمعنى يعجل. ‌و‌ فى روايه ابن ادريس بضم الياء ‌و‌ كسر الراء من‌ الافراط، ‌و‌ هو الشطط ‌و‌ مجاوزه الحد. ‌و‌ فى روايه بضم الياء ‌و‌ كسر الراء المشدده، اى لا‌ يجاوز فى عقابه. (يعنى:) ‌و‌ تويى آنكه تعجيل نكنى- يا: از‌ حد تجاوز نكنى- در‌ عقوبت ‌آن كسى كه‌ نافرمانى كرده باشد. چه، تعجيل از‌ كسى لايق است كه‌ ترسد كه‌ چيزى از‌ او‌ فوت شود.
«و انا- يا‌ الهى- عبدك الذى امرته بالدعاء فقال: لبيك ‌و‌ سعديك!». فى معنى لبيك اربعه اقوال: احدها: اقامتى- يا‌ رب- لك. ماخوذ من‌ لب بالمكان ‌و‌ الب به، اذا اقام به. فثنوا ‌و‌ قالوا: لبيك، لانهم ارادوا اقامه بعد اقامه. كما قالوا: حنانيك، اى: رحمه بعد رحمه. ‌و‌ ثانيها: اتجاهى اليك- يا‌ رب- ‌و‌ قصدى-. ‌و‌ ثنى للتوكيد. اخذا من‌ قولهم: دارى تلب دار فلان، اى: تواجهها. ‌و‌ ثالثها: محبتى لك يا‌ رب. من‌ قولهم: امراه لبه، اذا كانت تحب ولدها. ‌و‌ رابعها: اخلاصى لك يا‌ رب. من‌ قولهم: حسب لباب، اذا كان خالصا محضا. ‌و‌ خالص كل‌ شى ء لبه. ‌و‌ سعديك اى: ساعدت على طاعتك يا‌ رب مساعده بعد مساعده. قاله الهروى. ‌و‌ قال فى الفائق: معنى لبيك: دواما على طاعتك ‌و‌ اقامه عليها مره بعد اخرى.
من: لب بالمكان، اذا اقام به، ‌و‌ الب على كذا، اذا لم يفارقه. ‌و‌ لم يستعمل الا على لفظ التثينه فى معنى التكرير. ‌و‌ لا‌ يكون عامله الا مضمرا. كانه قال: الب البابا بعد الباب. ‌و‌ معنى سعديك: اجابه ‌و‌ مساعده. ‌و‌ المساعده: المطاوعه. كانه قال: اجيبك اجابه ‌و‌ اطيعك اطاعه. ‌و‌ لم يسمع سعديك مفردا. يعنى: خدايا، من‌ بنده ‌ى‌ توام، آنچنان بنده اى كه‌ فرموده اى به‌ دعا ‌و‌ خواهشگرى، پس‌ گفته: «لبيك ‌و‌ سعديك!» يعنى: ايستاده ام به‌ خدمت تو‌ ايستادنى بعد از‌ ايستادنى- يا: متوجه جناب توام ‌و‌ قصد من‌ به‌ سوى جانب تو‌ است، يا: محبت ‌و‌ اخلاص من‌ تو‌ را‌ حاصل است نه غير تو‌ را- ‌و‌ مساعدت مى نمايم بر‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى تو‌ مساعدتى بعد از‌ مساعدتى. «ها انا ذا- يا‌ رب- مطروح بين يديك». «ها» حرف تنبيه است ‌و‌ داخل شده بر‌ ضمير مرفوع كه‌ مخبر عنه شده به‌ اسم اشاره. نحو: «ها انتم اولاء». يعنى: اينك من- اى پروردگار من- افتاده ام برابر تو. ‌و‌ در‌ ايراد لفظ «مطروح» اشارت است به‌ قلت مبالات به‌ وجود خود.
«انا الذى او‌ قرت الخطايا ظهره». اى: اثقلت. يقال: اوقره الدين، اى: اثقله. (يعنى:) منم آنكه گران كرده است خطايا ‌و‌ گناهان پشت او‌ را. «و انا الذى افنت الذنوب عمره». ‌و‌ منم آنكه فانى كرده است گناهان زندگانى او‌ را.
«و انا الذى بجهله عصاك ‌و‌ لم تكن اهلا منه لذاك». ‌و‌ منم آنكه به‌ جهل ‌و‌ نادانى عصيان ورزيده ام تو‌ را، ‌و‌ حال آنكه نبودى تو‌ اهل آنكه از‌ او‌ عصيان تو‌ واقع شود.
«فهل انت- يا‌ الهى- راحم من‌ دعاك فابلغ فى الدعاء؟». در‌ نسخه ‌ى‌ منقول از‌ خط‌ شيخ زين الدين عليه الرحمه «ابلغ» ‌و‌ «اسرع» به‌ صيغه ‌ى‌ فعل ماضى روايت شده. (يعنى:) پس‌ (آيا) تو‌ اى پروردگار من‌ بخشاينده اى ‌آن كسى را‌ كه‌ خواننده باشد تو‌ را، پس‌ مبالغه كنم در‌ دعا ‌و‌ خواندن؟ «ام انت غافر لمن بكاك فاسرع فى البكاء؟». البكاء بالمد: الصوت الذى يكون معه البكاء، ‌و‌ بالقصر: الدموع ‌و‌ خروجها. (يعنى:) يا‌ تو‌ آمرزنده اى كسى را‌ كه‌ بگريد از‌ گناهان ‌و‌ بدكاريهاى خود، پس‌ بشتابم در‌ گريه كردن؟ «ام انت متجاوز عمن عفر لك وجهه تذللا؟». عفره فى التراب تعفيرا، اى: مرغه. (يعنى:) يا‌ تو‌ در‌ گذرنده اى از‌ گناهان ‌آن كسى كه‌ در‌ خاك بمالد روى خود را‌ از‌ روى تذلل ‌و‌ خوارى از‌ براى تو؟ «ام انت مغنى من‌ شكا اليك فقره توكلا؟». يقال اغنيت عنه مغنى فلان اى: اجزات عنه مجزاه. ‌و‌ الغناء بالفتح ‌و‌ المد: الاجزاء ‌و‌ الكفايه. (يعنى:) يا‌ تو‌ بى نياز كننده اى ‌آن كسى را‌ كه‌ شكايت كند به‌ سوى تو‌ از‌
درويشى خود از‌ روى توكل ‌و‌ اعتماد بر‌ تو؟
«الهى، لا‌ تخيب من‌ لا‌ يجد معطيا غيرك». بار خدايا، نااميد مكن ‌آن كسى را‌ كه‌ نيابد بخشنده اى غير تو‌ را. «و لا‌ تخذل من‌ لا‌ يستغنى باحد دونك». «تخذل» به‌ اعجام خا به‌ صيغه ‌ى‌ معلوم از‌ باب نصر ينصر، ‌و‌ به‌ اهمال خا به‌ صيغه ‌ى‌ معلوم از‌ باب علم يعلم. يقال: خذلت عينه: اى: سقط هدبها من‌ بثره تكون فى اشفارها. يا‌ بر‌ صيغه ‌ى‌ مجهول از‌ باب افعال. يقال: احذل البكاء العين. قاله فى القاموس. چنين مسموع شده از‌ سيد الاساتذه، ‌و‌ هو سيدى ‌و‌ استادى ‌و‌ من‌ اليه فى جميع العلوم استنادى. يعنى: (و) ترك نصرت ‌و‌ مددكارى مكن ‌آن كس را‌ كه‌ يارى نخواهد از‌ كسى غير از‌ تو- يا: استغنا نجويد به‌ احدى غير از‌ تو. يا: مريزان مژه ‌ى‌ چشم ‌آن كس را. ‌و‌ اين كنايه است از‌ خذلان ‌و‌ خوارى.
«الهى، فصل على محمد ‌و‌ آله، ‌و‌ لا‌ تعرض عنى ‌و‌ قد اقبلت اليك». يعنى: بار خدايا، پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ اعراض مكن ‌و‌ روى مگردان از‌ من‌ ‌و‌ حال ‌آن كه‌ من‌ روى آورده ام به‌ سوى تو. «و لا‌ تحرمنى ‌و‌ قد رغبت اليك». من: حرمه الشى ء يحرمه- بكسر العين فيها- اذا منعه اياه. ‌و‌ فى بعض النسخ المعتبره: «تحرمنى» بضم التاء. ‌و‌ فى القاموس: احرمه لغه. (يعنى:) ‌و‌ محروم مگردان مرا از‌ رحمت خود، ‌و‌ حال آنكه رغبت كرده ام به‌ سوى تو‌ ‌و‌ تو‌ را‌ خواسته ام.
«و لا‌ تجبهنى بالرد ‌و‌ قد انتصبت بين يديك». اى: لا‌ تضرب جبهتى بيد الرد. يعنى: دست رد بر‌ پيشانى من‌ مزن، ‌و‌ حال آنكه من‌ ايستاده ام در‌ برابر تو.
«انت الذى ‌و‌ صفت نفسك بالرحمه، فصل على محمد ‌و‌ آله ‌و‌ ارحمنى». تويى آنكه وصف كرده اى ذات مقدس خود را‌ به‌ رحمت- حيث قلت: (و انا التواب الرحيم) ‌و‌ (انا الغفور الرحيم)- پس‌ رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ ‌و‌ ببخشاى مرا. «و انت الذى سميت نفسك بالعفو، فاعف عنى». العفو هو الصفح عن الذنب. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ «عفو»- به‌ فتح عين ‌و‌ ضم فا ‌و‌ تشديد واو- على صيغه فعول از‌ عفو. (يعنى:) ‌و‌ تويى آنكه نام نهاده اى خود را‌ به‌ عفو كردن- يا: كثير العفو از‌ گناهان- پس‌ عفو كن ‌و‌ درگذر از‌ گناهان من.
«قد ترى- يا‌ الهى- فيض دمعى من‌ خيفتك». مصدر فاض الماء فيضا، اذا كثر حتى سال على ضفه الوادى. ‌و‌ الخيفه: مصدر خاف الرجل خوفا ‌و‌ خيفه. (يعنى:) به‌ درستى كه‌ تو‌ مى بينى- اى خداوندگار من- بسيار ريختن اشك من‌ از‌ ترس تو. «و وجيب قلبى من‌ خشيتك». وجب القلب- بالجيم- وجيبا: اضطرب. (يعنى:) ‌و‌ اضطراب ‌و‌ طپش دل من‌ از‌ ترس تو.
«و انتفاض جوارحى من‌ هيبتك». الانتفاض- بالفاء ‌و‌ الضاد المعجمه- من: نفضت الثوب ‌و‌ الشجر، اذا حركته لينتفض. ‌و‌ النفض- بالتحريك- ما‌ سقط من‌ الورق ‌و‌ الثمر. ‌و‌ فى بعض النسخ الاصل بالقاف ‌و‌ الضاد المعجمه، من‌ النقض- بالكسر- بمعنى الصوت. يقال: انقضت العقاب، اى: صوتت، ‌و‌ كذلك الدجاجه. (يعنى:) ‌و‌ به‌ لرزه درآمدن- يا: به‌ آواز درآمدن- اندامهاى من‌ از‌ هيبت تو.
«كل ذلك حياء منك لسوء عملى». «حياء» قرى بالرفع على ان‌ يكون خبرا ل«كل» ‌و‌ بالنصب على ان‌ يكون خبرا لكان المقدر، اى: كان كل‌ ذلك حياء. يعنى: همه ‌ى‌ اين مذكورات از‌ فيض دمع ‌و‌ اضطراب قلب ‌و‌ انتفاض جوارح شرمساريى است كه‌ از‌ جناب تو‌ دارم به‌ سبب بدكردارى من. «و لذلك خمد صوتى عن الجار اليك». خمدت النار تخمد خمودا: سكن لهبها. ‌و‌ الجوار- على ما‌ فى نسخه الشهيد قدس سره- بالضم ‌و‌ بالهمزه: رفع الصوت ‌و‌ الاستغاثه. ‌و‌ كذلك الجار بالفتح ‌و‌ سكون الهمزه. ‌و‌ منه: ثم اليه تجارون، اى: ترفعون اصواتكم بالدعاء. قال فى الصحاح: الجوار مثل الخوار. يقال: جار الثور يجار، اى: صاح. ‌و‌ قرا بعضهم: (عجلا جسدا له جوار) حكاه الاخفش. ‌و‌ جار الرجل الى الله، اى: تضرع بالدعاء. يعنى: ‌و‌ از‌ جهت اين شرمسارى است كه‌ فرونشسته است آواز من‌ از‌ بلند كردن آواز ‌و‌ استغاثه نمودن- يا: تضرع ‌و‌ زارى نمودن- به‌ درگاه ذوالجلال تو.
«و كل‌ لسانى عن مناجاتك». كل‌ الرجل ‌و‌ البعير من‌ المشى يكل كلاله، اى: اعيا. ‌و‌ كل‌ السيف ‌و‌ اللسان يكل- بالكسر- كلا ‌و‌ كلاله. ‌و‌ سيف كليل الحد. ‌و‌ رجل كليل اللسان. (يعنى:) ‌و‌ كند شده است زبان من‌ از‌ مناجات كردن تو.
«يا الهى، فلك الحمد. فكم من‌ عايبه سترتها على فلم تفضحنى». العايبه- بالياء لا‌ بالهمزه- ما‌ يعاب به. يعنى: خدايا پس‌ مر توراست سپاس ‌و‌ ستايش. پس‌ بسيارى از‌ چيزهايى كه‌ عيب به‌ ‌آن مى كنند صادر شده از‌ من‌ ‌و‌ تو‌ بپوشيدى ‌آن را‌ بر‌ من‌ پس‌ رسوا نساختى مرا به‌ آن. «و كم من‌ ذنب غطيته على فلم تشهرنى». الشهره: وضوح الامر. تقول: شهرت الامر، من‌ باب منع. (يعنى:) ‌و‌ بسيارى از‌ گناه كه‌ پوشيدى ‌آن را‌ بر‌ من‌ ‌و‌ آشكارا نكردى ‌و‌ شهرت ندادى ‌آن را. «و كم من‌ شائبه الممت بها فلم تهتك عنى سترها». الشائبه: واحده الشوائب، ‌و‌ هى الاقدار ‌و‌ الادناس. ‌و‌ فى بعض النسخ: «الشانيه»- بالنون- من‌ الشين خلاف الزين. يقال: شانه يشينه. ‌و‌ المشاين: المعايب. ‌و‌ الالمام: المباشره. يقال: الم به: باشره. قاله فى القاموس. الهتك: خرق الستر. ‌و‌ الستر- بالكسر-: واحد الستور ‌و‌ الاستار. (يعنى:) ‌و‌ بسيارى از‌ چركينها ‌و‌ زشتيها كه‌ من‌ مباشر ‌آن شدم، پس‌ تو‌ ندريدى بر‌ من‌ پرده ‌ى‌ ‌آن را.
«و لم تقلدنى مكروه شنارها». القلاده: التى فى العنق. ‌و‌ قلده فتقلد. ‌و‌ تقليد به‌ فارسى: در‌ گردن كردن چيزى را. ‌و‌ الشنار- بالفتح-: العيب ‌و‌ العار. (يعنى:) ‌و‌ در‌ گردن من‌ نكردى ناخوشى عيب ‌و‌ عار ‌آن را. ‌و‌ كلام مبنى بر‌ استعاره است. «و لم تبد سوآتها لمن يلتمس معايبى من‌ جيرانى، ‌و‌ حسده نعمتك عندى». «تبد» على صيغه المضارع، من: ابدى يبدى، افعال من‌ البدو بمعنى الظهور. ‌و‌ السوآت: جمع السواه، ‌و‌ هى العوره ‌و‌ الفاحشه. ‌و‌ جاء مقصورا ايضا. ‌و‌ لفظه من‌ فى «من جيرانى» بيان ل«من يلتمس». يعنى: ‌و‌ ظاهر نگردانيدى مقابح ‌و‌ فواحش ‌آن را‌ از‌ براى كسى كه‌ طلب مى كند عيبهاى مرا از‌ همسايگان ‌و‌ حسد برندگان نعمت تو‌ را‌ نزد من.
«ثم لم ينهنى ذلك عن ان‌ جريت الى سوء ما‌ عهدت منى». اى: رايت منى. من‌ قولهم: عهده ‌و‌ لم يك كذا، يعنى: ديد او‌ را‌ ‌و‌ نه چنين بود. (يعنى:) پس‌ بازنداشته مرا اين لطفها كه‌ نمودى به‌ من- از‌ ستر ‌و‌ عدم فضيحت- از‌ آنكه روان گرديدم به‌ سوى بدترين آنچه ديده بودى از‌ من. يعنى اين الطاف موجب ‌آن بود كه‌ بازايستم از‌ معاصى، حال آنكه روان گرديدم به‌ بدترين آنچه مى كردم پيش از‌ اين.
«فمن اجهل منى- يا‌ الهى- برشده؟!». الرشد: ضد الغى.
يعنى: پس‌ كيست نادانتر از‌ من‌ به‌ راه راست خويش؟! «و من‌ اغفل منى عن حظه؟!». ‌و‌ كيست غافلتر از‌ من‌ از‌ بهره ‌و‌ نصيب خويش؟! «و من‌ ابعد منى من‌ استصلاح نفسه حين انفق ما‌ اجريت على من‌ رزقك فيما نهيتنى عنه من‌ معصيتك؟!». ‌و‌ كيست دورتر از‌ من‌ از‌ صلاح جستن كار نفس خويش در‌ هنگامى كه‌ نفقه ‌و‌ خرج مى كنم آنچه روان ساخته اى ‌و‌ اعطا كرده اى بر‌ من‌ از‌ روزى خود در‌ ‌آن چيزى كه‌ نهى كرده اى مرا از‌ ‌آن از‌ نافرمانى تو؟! «و من‌ ابعد غورا فى الباطل، ‌و‌ اشد اقداما على السوء منى حين اقف بين دعوتك ‌و‌ دعوه الشيطان فاتبع دعوته على غير عمى منى فى معرفه به‌ ‌و‌ لا‌ نسيان من‌ حفظى له؟». «ابعد غورا»، اى: ذهابا الى غور الباطل ‌و‌ توغلا فيه. من: غار يغور غورا، اذا اتى الغور فهو غائر. ‌و‌ غور كل‌ شى ء: قعره. او‌ غورا، بمعنى غائرا، كما فى التنزيل الكريم: (يصبح ماوها غورا). قال الجوهرى فى الصحاح: ماء غور، اى: غائر. (يعنى:) ‌و‌ كيست فرورفته تر يا‌ فرورونده تر در‌ باطل ‌و‌ دليرتر بر‌ بدى از‌ من‌ در‌ هنگامى كه‌ مى ايستم ميان خواندن تو‌ ‌و‌ خواندن شيطان پس‌ پيروى خواندن شيطان مى كنم بى آنكه جاهل باشم در‌ شناخت او‌ ‌و‌ فراموشكار باشم از‌ نگاهداشتن خود را‌ از‌ او؟!
«و انا حينئذ موقن بان منتهى دعوتك الى الجنه، ‌و‌ منتهى دعوته الى النار». ‌و‌ در‌ اين هنگام من‌ يقين مى دانم كه‌ غايت خواندن تو‌ به‌ سوى بهشت است ‌و‌ غايت خواندن او‌ به‌ سوى دوزخ.
«سبحانك! ما‌ اعجب ما‌ اشهد به‌ على نفسى ‌و‌ اعدده من‌ مكتوم امرى!». خداوندا تنزيه مى كنم تو‌ را‌ تنزيه كردنى! چه عجيب است از‌ آنكه گواهى دهم به‌ ‌آن بر‌ نفس خويش ‌و‌ بشمارم از‌ كار پنهانى خود از‌ معاصى ‌و‌ گناهان!
«و اعجب من‌ ذلك اناتك عنى. ‌و‌ ابطاوك عن معاجلتى». الاناه- على وزن القناه-: الحلم. (يعنى:) ‌و‌ عجبتر از‌ آن، مدارا ‌و‌ بردبارى تو‌ است از‌ من‌ ‌و‌ دير كردن توست از‌ شتاب كردن در‌ عقوبت من. «و ليس ذلك من‌ كرمى عليك، بل تانيا منك لى ‌و‌ تفضلا منك لان ارتدع عن معصيتك المسخطه ‌و‌ اقلع عن سيئاتى المخلقه». الكرم بمعنى الشرف. ‌و‌ لذا بدله فى بعض النسخ ب«كرامتى». ‌و‌ تانى فلان فى الامر، اى: ترفق ‌و‌ تنظر. ‌و‌ ردعته عن الشى ء اردعه ردعا فارتدع، اى: كففته فكف. ‌و‌ قد خلق الثوب- بالضم- خلوقه، اى: بلى. ‌و‌ اخلق الثوب مثله. ‌و‌ اخلقته انا. يتعدى ‌و‌ لا‌ يتعدى. قاله فى الصحاح. اى: الجاعله اياى كالثوب الخلق- بالتحريك- ‌و‌ هو البالى. قال فى الصحاح: ثوب خلق، اى: بال. او: المبليه للحسنات. يعنى: نيست اين حلم ‌و‌ ابطاء تو‌ در‌ عقوبت من‌ از‌ كرامتى كه‌ مراست نزد تو، بلكه مدارايى است از‌ تو‌ مرا ‌و‌ تفضلى است از‌ تو‌ بر‌ من‌ تا‌ آنكه بازايستم از‌ نافرمانى تو‌ كه‌ به‌ خشم آورنده است تو‌ را‌ ‌و‌ بيخ بركنده شوم از‌ گناهان ‌و‌ بديهاى خود كه‌ گردانيده است مرا همچو جامه هاى كهنه ‌ى‌ خوار ‌و‌ بى مقدار- يا: كهنه سازنده ‌ى‌ حسنات است.
«و لان عفوك عنى احب اليك من‌ عقوبتى». ‌و‌ تا‌ آنكه عفو كنى ‌و‌ درگذرى از‌ گناهان من. چه، عفو سزاوارتر است تو‌ را‌ از‌ عقوبت من. چه، كريم را‌ عفو لايقتر است از‌ انتقام.
«بل انا- يا‌ الهى- اكثر ذنوبا، ‌و‌ اقبح آثارا، ‌و‌ اشد فى الباطل تهورا، ‌و‌ اضعف عند طاعتك تيقطا، ‌و‌ اقل لوعيدك انتباها ‌و‌ ارتقابا من‌ احصى لك عيوبى او‌ اقدر على ذكر ذنوبى». التهور: الوقوع فى الشى ء بقله مبالاه. يقال: فلان متهور. ‌و‌ الارتقاب: الانتظار. ‌و‌ قوله: «من ان‌ احصى لك» متعلق بقوله عليه السلام: «اكثر». (يعنى:) بلكه من- اى خداوندم- بسيار گناهكارترم ‌و‌ زشت كردارترم ‌و‌ سخت افتاده ترم در‌ باطل ‌و‌ تبهكارى ‌و‌ ضعيفترم نزد فرمانبردارى تو‌ از‌ روى آگاهى ‌و‌ كمترم از‌ روى بيدار شدن مر ترس ‌و‌ بيم تو‌ را‌ ‌و‌ از‌ روى چشمداشت از‌ آنكه به‌ شماره درآورم از‌ براى تو‌ عيبهاى خود را‌ يا‌ قادر باشم بر‌ ذكر گناهان خود.
«و انما اوبخ بهذا نفسى طمعا فى رافتك التى بها صلاح امر المذنبين، ‌و‌ رجاء لرحمتك التى بها فكاك رقاب الخاطئين».
التوبيخ: التانيب ‌و‌ التعيير ‌و‌ الملامه. ‌و‌ الرافه فوق الرحمه. (يعنى:) ‌و‌ من‌ جز اين نيست كه‌ ملامت ‌و‌ سرزنش مى كنم به‌ اين كثرت ذنوب ‌و‌ قبايح نفس خود را، به‌ طمع داشتن در‌ شفقت ‌و‌ مهربانى تو‌ كه‌ به‌ سبب ‌آن اصلاح مى يابد كار گناهكاران، ‌و‌ به‌ اميد داشتن مر رحمت تو‌ كه‌ به‌ ‌آن آزاد مى شود از‌ عذاب نيران گردنهاى خطاكنندگان.
«اللهم ‌و‌ هذه رقبتى قد ارقتها الذنوب، فصل على محمد ‌و‌ آله، ‌و‌ اعتقها بعفوك». «ارقتها الذنوب»، اى: جعلتها رقا ‌و‌ مملوكا. يعنى: بار خدايا، ‌و‌ اينك گردن من‌ است بنده ‌ى‌ خود گردانيده است گناهان ‌و‌ دربند خود درآورده است او‌ را، پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ آزاد كن او‌ را‌ از‌ بند گناهان ‌و‌ رها گردان به‌ عفو خود. «و هذا ظهرى قد اثقلته الخطايا، فصل على محمد ‌و‌ آله، ‌و‌ خفف عنه بمنك». ‌و‌ اين پشت من، به‌ درستى كه‌ گران ساخته است او‌ را‌ بار گناهان، پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ سبك بار گردان او‌ را‌ به‌ منت ‌و‌ نعمت خود.
«يا الهى، لو‌ بكيت اليك حتى تسقط اشفار عينى». الاشفار: جمع الشفره- بالضم. ‌و‌ اشفار العين: حروف العين التى ينبت عليها الشعر. قال المطرزى فى المغرب: شفر العين- بالضم- منبت الاهداب. يعنى: اى خداوند، اگر بگريستمى پيش تو‌ تا‌ آنكه بيفتادى كناره هاى چشم من‌ كه‌ محل روييدن مژگان من‌ است.
«و انتحبت حتى ينقطع صوتى». الانتحاب: رفع الصوت بالبكاء. (يعنى:) ‌و‌ گريه ‌و‌ زارى كردمى به‌ آواز بلند تا‌ منقطع شدى آواز من. «و قمت لك حتى تتنشر قدماى». التنشر: انتفاخ فى عصب الدابه. ‌و‌ يكون ذلك من‌ التعب. (يعنى:) ‌و‌ برپا ايستادمى به‌ جهت خدمت ‌و‌ عبادت تو‌ تا‌ آماسيده شدى هر‌ دو‌ پاى من. «و ركعت لك حتى ينخلع صلبى». الانخلاع: الانفصال ‌و‌ التفكك. يقال: انخلعت السفينه، اى: تفككت ‌و‌ انفصلت مواصلها. ‌و‌ انخلع قناع قلبه من‌ شده الفزع. ‌و‌ اصل القناع ما‌ تقنع به‌ المراه راسها- اى: تغطيه- فاستعير لغشاء القلب ‌و‌ غلافه. (يعنى:) ‌و‌ ركوع كردمى از‌ براى تو‌ تا‌ از‌ هم گسسته شدى پيوندها ‌و‌ رگهاى پشت من. «و سجدت لك حتى تتفقا حدقتاى». فقا عينه فقا. ‌و‌ فقاتها، اذا بخقتها. ‌و‌ فقا مثله. ‌و‌ حدقه العين: سوادها. (يعنى:) ‌و‌ سجود كردمى از‌ براى تو‌ تا‌ به‌ درآمدى هر‌ دو‌ سياهى ديده ‌ى‌ من. «و اكلت تراب الارض طول عمرى». ‌و‌ خوردمى خاك زمين همه ‌ى‌ عمر خود. «و شربت ماء الرماد آخر دهرى».
و آشاميدمى آب خاكستر تا‌ آخر روزگار خود. «و ذكرتك فى خلال ذلك حتى يكل لسانى». ‌و‌ در‌ خلال ‌و‌ اثناى اين اوقات ‌و‌ احوال ياد تو‌ كردمى تا‌ ‌آن وقت كه‌ زبانم گنگ شدى ‌و‌ لال گشتى. «ثم لم ارفع طرفى الى آفاق السماء استحياء منك، ما‌ استوجبت بذلك محو سيئه واحده من‌ سيئاتى». الطرف: العين. (يعنى:) پس‌ چشم به‌ كناره هاى آسمان برنداشتمى از‌ شرم تو، سزاوار نگشتم به‌ اين امور كه‌ يك بدى از‌ بديهاى من‌ سترده شود.
«و ان‌ كنت تغفر لى حين استوجب مغفرتك، ‌و‌ تعفو عنى حين استحق عفوك، فان ذلك غير واجب لى باستحقاق، ‌و‌ لا‌ انا اهل له باستيجاب». ‌و‌ اگر باشى تو‌ كه‌ بيامرزى مرا ‌آن هنگامى كه‌ مستوجب آمرزش تو‌ شوم ‌و‌ عفو كنى ‌و‌ درگذرى از‌ گناهان من‌ هنگامى كه‌ مستحق عفو تو‌ شوم، به‌ درستى كه‌ اين آمرزش ‌و‌ عفو واجب نشده مرا از‌ روى استحقاق ‌و‌ من‌ اهليت ‌آن ندارم از‌ ‌آن حيثيت كه‌ مستوجب آنم. «اذ كان جزائى منك فى اول ما‌ عصيتك النار. فان تعذبنى، فانت غير ظالم لى». روى «النار» بالرفع ‌و‌ النصب على ان‌ يكون اسما ل«كان» او‌ خبره. (يعنى:) زيرا كه‌ جزاى من‌ از‌ تو‌ در‌ اول نافرمانى كه‌ تو‌ را‌ كرده ام آتش دوزخ است. پس‌ اگر عذاب كنى، مرا ظلم نكرده خواهى بود.
«الهى، فاذ قد تغمدتنى بسترك فلم تفضحنى».
التغمد: الستر. فمعنى تغمدتنى اى: سترتنى. ‌و‌ الستر بكسر السين ‌و‌ فتحها كلاهما مرويان. يعنى: اى خداوند من، چون پوشانيدى گناهان مرا به‌ پرده ‌ى‌ عصمت- يا: به‌ پوشانيدن خود- پس‌ رسوا نكردى مرا. «و تانيتنى بكرمك فلم تعاجلنى». اى: امهلتنى ‌و‌ انظرتنى. (يعنى:) ‌و‌ مهلت دادى مرا به‌ كرم خويش پس‌ شتاب نكردى در‌ عقوبت من. «و حلمت عنى بتفضلك فلم تغير نعمتك على ‌و‌ لم تكدر معروفك عندى». ‌و‌ بردبارى نمودى ‌و‌ حلم نمودى از‌ من‌ به‌ تفضل خود پس‌ تغيير نعمت خود نكردى بر‌ من‌ ‌و‌ مكدر نساختى معروف ‌و‌ احسان خود نزد من. «فارحم طول تضرعى ‌و‌ شده مسكنتى ‌و‌ سوء موقفى». پس‌ ببخشاى بر‌ دور ‌و‌ دراز كشيدن زارى من‌ ‌و‌ بر‌ شدت مسكنت ‌و‌ درويشى من‌ ‌و‌ بر‌ بدى موقف من‌ در‌ روز جزا.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ قنى من‌ المعاصى. ‌و‌ استعملنى بالطاعه. ‌و‌ ارزقنى حسن الانابه». الانابه: التوبه ‌و‌ الرجوع عن المنكر ‌و‌ الاقبال على الطاعه. (يعنى:) بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ نگاه دار مرا از‌ نافرمانى خود. ‌و‌ به‌ كاردار مرا به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى خود. ‌و‌ روزى كن مرا بازگشتى خوب به‌ درگاه الهى ‌و‌ رجوع از‌ معاصى. «و طهرنى بالتوبه. ‌و‌ ايدنى بالعصمه». ‌و‌ پاك گردان مرا از‌ ادناس ‌و‌ چركينى هاى گناهان به‌ توبه ‌و‌ استغفار ‌و‌
بازگشت به‌ سوى تو. ‌و‌ قوت ده‌ مرا به‌ نگاهدارى خود از‌ معصيت. ‌و‌ مى تواند بود كه‌ مراد از‌ عصمت معنى اصطلاحى بوده باشد، يعنى لطف خفى كه‌ خلق مى كند او‌ را‌ خداى تعالى در‌ مكلف به‌ حيثيتى كه‌ نباشد ‌آن مكلف به‌ سبب ‌آن لطف داعى به‌ ترك طاعت ‌و‌ ارتكاب معصيت، يعنى هرگز ترك طاعت ‌و‌ ارتكاب معصيت نكند با‌ وجود قدرت ‌آن مكلف بر‌ ترك طاعت ‌و‌ ارتكاب معصيت. «و استصلحنى بالعافيه. ‌و‌ اذقنى حلاوه المغفره». استصلحنى اى: اصلحنى. (يعنى:) ‌و‌ به‌ صلاح آور كار مرا به‌ عافيت ‌و‌ دور كردن بديها از‌ من. ‌و‌ بچشان مرا شيرينى آمرزش خود. كلام مبنى بر‌ استعاره است. «و اجعلنى طليق عفوك ‌و‌ عتيق رحمتك». الطليق: الاسير الذى اطلق عنه اساره ‌و‌ خلى سبيله. (يعنى:) ‌و‌ بگردان مرا رها كرده شده ‌ى‌ عفو خود ‌و‌ آزاد كرده ‌ى‌ رحمت خود. «و اكتب لى امانا من‌ سخطك». ‌و‌ بنويس خط‌ امانى از‌ غضب خود از‌ براى من. ‌و‌ السخط بالتحريك ‌و‌ بضم السين ‌و‌ تسكين الخاء كلاهما مرويان. «و بشرنى بذلك فى العاجل دون الاجل، بشرى اعرفها». ‌و‌ بشارت ده‌ مرا در‌ دنيا به‌ امان از‌ غضب خود نه در‌ آخرت، بشارتى كه‌ بشناسم ‌آن را. «و عرفنى فيه علامه اتبينها». ‌و‌ شناسا گردان مرا در‌ دنيا ‌و‌ معلم ساز به‌ علامتى كه‌ به‌ سبب ‌آن ظاهر شود
مرا ‌و‌ بدانم ‌آن بشارت را.
«ان ذلك لا‌ يضيق عليك فى وجدك ‌و‌ لا‌ يتكادك فى قدرتك». على صيغه التفعل ‌و‌ التفاعل كلاهما مرويان فى هذا المقام كما سبق. (يعنى:) زيرا كه‌ اين بشارت ‌و‌ تعريف ‌و‌ آنچه سابقا مذكور شد، در‌ جنب غنا ‌و‌ توانگرى تو‌ تنگ نيست، ‌و‌ دشوار نيست در‌ برابر قدرت تو. «و لا‌ يتصعدك فى اناتك، ‌و‌ لا‌ يوودك فى جزيل هباتك التى دلت عليها آياتك». «لا يتصعدك» على صيغه المضارع من‌ التفعل. اى: لا‌ يشق عليك. من‌ قولهم: تصعدنى الشى ء، اى: شق على. ‌و‌ عذاب صعد، اى: شديد. ‌و‌ الاناه بالكسر ايضا بمعنى الحلم كالفتح. ‌و‌ لا‌ يوودك، اى: لا‌ يثقلك. من‌ آده الحمل، اى: اثقله. من‌ باب قال. يعنى: ‌و‌ شاق نباشد تو‌ را‌ در‌ مقابل حلم تو‌ ‌و‌ گرانى نكند نظر به‌ عطاياى جزيله ‌ى‌ عظيمه ‌ى‌ تو‌ كه‌ دلالت كرده است بر‌ ‌آن عطايا علامات واضحه ‌ى‌ تو. «انك تفعل ما‌ تشاء ‌و‌ تحكم ما‌ تريد». به‌ درستى كه‌ تو‌ مى كنى آنچه مى خواهى ‌و‌ حكم مى كنى آنچه اراده مى نمايى. «انك على كل‌ شى ء قدير». به‌ درستى كه‌ تو‌ بر‌ همه چيز توانايى، مى كنى آنچه مى خواهى بر‌ وجهى كه‌ مى خواهى.
 

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-10 توسط amlakeperspolis

متن عربی حکمت نهج البلاغه وَ فِى حَدِيثِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: إِنَّ الرَّجُلَ إِذا کانَ لَهُ الدَّيْنُ الظَّنُونُ يَجِبُ عَلَيْهِ أَنْ يُزَکِّيَهُ لِما مَضى إِذا قَبَضَهُ. -فَالظَّنُونُ الَّذِى لا يَعْلَمُ صاحِبُهُ أَيَقْبِضُهُ مِنَ الَّذِى هُوَ عَلَيْهِ أَمْ لا، فَکَأَنَّهُ الَّذِى يَظُنُّ بِهِ فَمَرَّةً يَرْجُوهُ وَ مَرَّةً لا يَرْجُوهُ، وَ هُوَ مِنْ أَفْصَحِ الْکَلامِ، وَ کَذلِکَ کُلُّ أَمْرٍ تَطْلُبُهُ وَ لا تَدْرِى عَلى أَىِّ شَىْ‏ءٍ أَنْتَ مِنْهُ فَهُوَ ظَنُونٌ، وَ عَلى ذلِکِ قَوْلُ الْأَعْشى: ما يُجْعَلُ الْجُدَّ الظَّنُونُ الَّذِى جُنِّبَ صَوْبَ اللَّجِبِ الْماطِرِ مِثْلَ الْفُراتِىِّ إِذا ما طَما يَقْذِفُ بِالْبُوصِىِّ وَ الْماهِرِ وَ الْجُدُّ: الْبِئْرُ الْعادِيَةُ فِى الصَّحْراءِ، وَ الظَّنُونُ: الَّتِى لا يُعْلَمُ هَلْ فِيها ماءٌ أَمْ لا.- ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

روايتي ديگر از امام (ع) ضرورت پرداخت زکات هرگاه انسان طلبي دارد که نمي‏داند وصول مي‏شود يا نه، پس از دريافت آن واجب است زکات آن را براي سالي که گذشته، بپردازد. (بنابراين (دين ظنون) آن است که طلبکار نمي‏داند آيا مي‏تواند از بدهکار وصول کند يا نه؟ گويا طلبکار در حال ظن و گمان است. گاهي اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهي نه اين از فصيح‏ترين سخنان است همچنين هر کاري که طالب آن هستي و نمي‏داني در چه موضعي نسبت به آن خواهي بود، آن را (ظنون) گويند، و گفته اعشي شاعر عرب از همين باب است، آنجا که مي‏گويد: (چاهي که معلوم نيست آب دارد يا نه، و از محلي که باران‏گير باشد دور است، نمي‏شود آن را همچون فرات، که پر از آب است، و کشتي و شناگر ماهر را از پا در مي‏آورد، قرار داد.) (جد) چاه قديمي بياباني را گويند، و ظنون آن است که معلوم نيست آب دارد يا نه)

ترجمه فیض الاسلام


در گفتار آن حضرت عليه‏السلام است (در زکات وام): هر گاه مردي را بستانکاري باشد که نداند وام را (از بدهکار) مي‏ستاند يا نه اگر آن را گرفت براي سالي که بر آن گذشته بر او واجب است که زکات آن را (به مستحق آن) بدهد (ظاهر اين فرمايش مخالف فتواي فقها است که مي‏گويند: زکوه وام به وام‏دهنده واجب نيست هر چند بداند که آن وام را دريافت مي‏نمايد چه جاي آنکه در گمان باشد، و بعضي فرموده‏اند: اين در صورتي است که تاخير در گرفتن از طرف وام‏دهنده باشد يعني خود نستاند و دو دل باشد در گرفتن و نگرفتن که اگر بگيرد زکوه سال گذشته بر او واجب مي‏باشد، و اين قول خلاف مشهور بلکه خلاف اجماع متاخرين است چنانکه مرحوم شيخ محمد حسن رحمه‏الله در کتاب جواهر الکلام فرموده و مرحوم حاج آقا رضا همداني (قدس سره) در کتاب مصباح الفقيه فرمايش او را تائيد نموده، و سيدرضي عليه‏الرحمه فرمايد:) دين ظنون دين و وامي است که بستانکار نمي‏داند آن را از بدهکار مي‏گيرد يا نمي‏گيرد، مانند آنکه بستانکار در گمان است گاهي به رسيدن آن اميد دارد و گاهي نوميد است و آن از فصيح‏ترين و رساترين سخن است (به مقصود) و همچنين هر چه را که تو بطلبي و نداني آن را به دست مي‏آوري يا نه آن ظنون است، و بر اين معني است گفتار اعشي (از شعراي به نام زمان جاهليت که عرب به شعرا تغني مي‏نموده که سرود مي‏خوانده): يعني قرار نمي‏شود داد چاهي را که گمان مي‏رود آب دارد يا نه و دور است از آمدن باران صدادار ريزان بمانند آب فرات هنگام طغيان که (به سبب بسياري آب و موجهاي پي در پي) کشتي و شناور ماهر را از پا در آورد (اين بيان مانند مثل است براي برابر نبودن بخيل و زفت با کريم و بخشنده) و جد به معني چاه کهنه است در بيابان و ظنون چاهي است که دانسته نشود آب دارد يا نه.

ترجمه سید جعفر شهیدی


(و در حديث آن حضرت است:) چون کسي بر کسي وا مي‏دارد ظنون (يعني نداند آن را خواهد ستد يا نه) ، پس از ستدن بايد زکات گذشته آن را بدهد. (پس ظنون مالي است بر عهده وامدار که وامده نمي‏داند آن را از وي خواهد ستد يا نه. گويي بدان گمان دارد، گاه اميد ستدن و گاه نوميد از گرفتن، و اين از فصيحترين سخنهاست و همچنين هر چيز که در پي آني و رسيدن يا نرسيدن بدان را نداني ظنون بود و از اين معني است گفته اعشي: چاهي که گمان آب بدان برند در بيابان، و دور است از ريزش باران خروشان به رودي نماند که چون پر شد کشتي و شناور ماهر را از اين سو بدان سو راند. و جد چاه است و ظنون چاهي است که ندانند در آن آب است يا نه.)


(و در حديث آن حضرت است:) چون کسي بر کسي وا مي‏دارد ظنون (يعني نداند آن را خواهد ستد يا نه) ، پس از ستدن بايد زکات گذشته آن را بدهد. (پس ظنون مالي است بر عهده وامدار که وامده نمي‏داند آن را از وي خواهد ستد يا نه. گويي بدان گمان دارد، گاه اميد ستدن و گاه نوميد از گرفتن، و اين از فصيحترين سخنهاست و همچنين هر چيز که در پي آني و رسيدن يا نرسيدن بدان را نداني ظنون بود و از اين معني است گفته اعشي: چاهي که گمان آب بدان برند در بيابان، و دور است از ريزش باران خروشان به رودي نماند که چون پر شد کشتي و شناور ماهر را از اين سو بدان سو راند. و جد چاه است و ظنون چاهي است که ندانند در آن آب است يا نه.)

ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-08 توسط amlakeperspolis

 

 

ديدارسپاهان و استقلال حساسيتي نداشت

 

پورحيدري: ديدار سپاهان و استقلال حساسيتي نداشت

سرپرست تيم فوتبال استقلال گفت: هر چند ديدار تيم ما و سپاهان بسيار جذاب بود اما حساسيتي نداشت.

' منصور پورحيدري ' پس از پيروزي استقلال برابر سپاهان در جمع خبرنگاران گفت : با توجه به اين كه استقلال و سپاهان هر دو از قدرت هاي فوتبال ايران به حساب مي آيند و به اين ديدار از چند روز گذشته به چشم مسابقه اي حساس نگاه مي شد، در حالي كه حساسيت خاصي در آن وجود نداشت.

وي ادامه داد: استقلال در نيمه اول عملكرد بسيار خوبي داشت و با توجه به برنامه هاي مربيان توانستيم سه گل از حريف پيش بيافتيم.

سرپرست باشگاه استقلال تاكيد كرد: گل هاي سپاهان در نيمه دوم از روي ضربات ايستگاهي و شوت از راه دور به ثمر رسيد و در واقع آنها نتوانستند با عبور از خط دفاعي ما كاري از پيش ببرند.

پورحيدري افزود : خوشحالم كه در نهايت با حمايت همه جانبه هوادارانمان توانستيم بازي را به سود خود به پايان برسانيم و براي ادامه بازي هاي ليگ روحيه اي مضاعف داشته باشيم.

تيم فوتبال استقلال در چارچوب بازي هاي هفته هفتم ليگ برتر فوتبال جمعه شب توانست در ورزشگاه آزادي و در مقابل حدود 70 هزار هوادار خود سپاهان را با نتيجه 4 بر 3 شكست دهد.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-05 توسط amlakeperspolis
آخرین اخبار
11 منطقه دیگر در سوریه به عملیات آشتی پیوستند
لوگوی پیراهن های تیم ملی جوانان هم پنهان شد!
نام سید جلال در کنار رونالدو، اینیستا،پوگبا و لواندوفسکی!
بحران اقتصادی چیست؟؟
اعلام اسامی محرومان هفته هشتم
شهرداری تهران آماده همکاری با کانون پرورش فکری است
شهاب حسینی به آمریکا مهاجرت می کند؟
رپورتاژ
فال حافظ
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
انجام پایان نامه ارشد
معرفی تورهای ارزان شهرهای آنتالیا استانبول و اروپا روسیه
نکاتی در باره کامل بودن تجهیزات تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری گلستان شهرکرد و تور نوروز ۹۶ قشم کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه
فست سئو یعنی استراتژی، نظم و صبر

لینک های مفید
برنامه تمرینی بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | تجهیزات تالار |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ